داد میزنم
در پرتو حقوق بشر داد میزنم تا زندهام مخالف شَر داد میزنم با زن به مثل پیکر همزاد خویشتن با کودکان به نقش پدر داد میزنم بینم اگر به کودکِ مشغولِ کار شاق در جاده، در دکان
من #لالای شعر جهانم. قهر کسی نیاید؛ من واقعن لالای شعر جهانم. این ادعا و خودخواهیِ محض نیست، بل یک حقیقت مسلم است و من با تمام فروتنی میگویم که دستِ کم لالای شعر جهانم. وقتی کابلیانِ شاعر و ادیب بر
اختراع/ابتکار/اکتشاف/ابداع/ احداث بیشتر دیده و شنیدهایم که گویندهگان رسانهها، دانشآموختهگان و استادان این واژهها را در جای مناسب و با تفکیک معنایی آنها به کار نمیبرند و گرفتار مغالطهٔ معنایی
حماسهٔ سخن
لبریزم از سرود و سخن، جار میزنمبا مشت بر دهان سگِ هار میزنم
هر کی که نیست جوهر انسانیت در اوهر کی که کرد ارزشم انکار، میزنم
حتا به پای ارزش و آزادهزیستنخود را به دار و
مهتر دنیا معلم است چون کوه، چون ستاره، چو دریا معلّم است پویان و پر تموج و پایا معلم است «لولاک» را برای معلم سرودهاند انگیزهٔ نزول «کَرَمْنا» معلم است بنیانگذار فلسفهٔ عِلّیِ جهان بن